آشنایی با فرهنگ و آداب ایرانی
|
ترجمۀ گزیدهئی از اندرزنامۀ آترپاد مهراسپند، وزیر بزرگ شاپور دوم ساسانی |
|
|
|
|
|
آتَرپاد مِراِسپَند وزیرِ بزرگِ شاپور دوم ساسانی بوده، چند جزوۀ رهنمودِ سیاسی و اخلاقی تألیف کرده بوده که گزیدههای یکی از آنها با نام اندرزنامۀ آترپاد مهراِسپند برای ما مانده است. من ترجمۀ گزیدههائی از اندرزهای او را در اینجا میآورم: •- کار امروز را بهفردا وامگذار، زیرا چه بسا که فردا نتوانی آن کار را انجام دهی. •- همیشه بکوش که راستکردار و راستگفتار باشی، هیچگاه از نیکوکاری روگردان مشو، و بدان که تنها چیزی که شایستۀ انسان است راستی و نیکوکاری است. •- هیچگاه فکر انتقام را بهذهنت راه مده حتی اگر که اسیر دست دشمن شوی. بهیاد داشته باش که انتقامْ سببِ آزار و رنجش و تباهی میشود، و دردی که بهسبب حسن انتقام به قلب خودت وارد میکنی درمانپذیر نخواهد بود. هیچگاه خشم خود را با انتقامگیری از دشمن فرو مَنِشان. یاد بگیر که چهگونه خشم خویش را مهار کنی و فکر انتقام را از سر بیرون کنی. بدان که کسی که دست به انتقام میزند روزی خواهد رسید که عبور از پل تلافیِ انتقام برایش دشوار خواهد بود. •- در پیشگاه دادگاه، چه شاکی باشی و چه مشتکی، جز حقیقت و راستی مگو. حقیقت و راستی به وجدان آرامش میدهد. با آوردن گواهِ عادل است که انسان از کیفرِ ناروا میرهد. کسی که برای خودش گواهی ناحق ارائه کند فرجام ناشایستی در آخرت خواهد داشت. •- در خورد و نوش همیشه حد میانه را مراعات که تا عمر دراز یابی. رعایت حد میانه در خورد و نوش تن را سالم نگاه میدارد، همچنان که مراعات حد میانه در گفتارْ روح را سالم نگاه میدارد. •- بهجای آنکه در فکر بزرگ نشان دادن خودت باشی بکوش که روحت را بزرگ کنی. کسی که در فکر بزرگ نشان دادن خودش باشد به تعادلِ روحی روانیِ خودش آزار میرساند. •- زنتان را از میان خویشان نزدیک خودتان انتخاب کنید تا دودمانتان استحکام یابد. بسیاری از دردسرها و گرفتاریهائی که بندگان خدا دچارش شدهاند ناشی از آن بوده که دختران را به پسران بیگانه دادهاند یا دخترانِ بیگانه را برای پسرانشان گرفتهاند. اینگونه بوده که دودمانها از میان رفتهاند. •- به مسافرانِ راهگذر نیکی و کمک کن. به یاد داشته باش که خودِ تو نیز شاید روزی در دیارِ بیگانه راهگذر شوی و چشمداشتِ نیکی دیدن از دیگران داشته باشی. •- کسی که بخشندگی میکند پاداش هم میگیرد، و پاداشی بیش از آنچه که داده است خواهد گرفت. •- مهمانت را بر سرِ سفره در همان جائی بنشان که خودت دوست داری بنشینی. بهترین جایها آنجا است که نیکمردی بنشیند. •- وقتی به کسی نیکی کردی با منتگذاری دلش را میازار، و وقتی به یکی کمکی کردی کمکت را با کار ناشایسته از مان مبر. •- در مواجهه با مشکلات و خطرها و دشمنانت احکام دینِ یزدانی را از یاد مبر. •- اگر بخت بهتو روی آورد ناروا شادمانی مکن، و اگر بخت بهتو پشت کرد اندوه بهخودت راه مده. •- در برابر نعمتها شکرگزار و در برابر ناملایمات صبور باش. •- زندگی را همیشگی مپندار، و همۀ تلاشت را در راه نیکوکاری بهکار گیر. •- بقای مرد و نامِ او در کارهای نیکو است که ماندگار میشود، ولی کارهای بد پس از وی بدنامی برایش برجا میگذارد. •- بدان که گفتار و رفتار و کردار نیکو است که زنده میماند، و مهمتر از همه کردار نیکو است. •- بدی را با بدی پاداش مده، و بدان که آدمِ بدکار ثمرۀ بدی خودش را خودش بهدستِ خودش خواهد چید. برای آنکه بتوانی چنین باشی، نیکاندیشی را در ذهنت جاگزین کن و همیشه آنرا راهنما و الگوی خودت قرار بده. آیا دیدهای که کسی بدی را با بدی پاسخ داده باشد و سرانجام پشیمان نشده باشد؟ •- نیکی کن صرفًا به آن سبب که نیکی خوب است. نیکی خوب است زیرا حتی بدکاران نیز نیکی را دوست میدارند. •- هرچه را بر خودت نمیپسندی بر دیگران روا مدار. •- اعتراف به خطاهای خودت در برابر داورانِ دیندار را دونِ شأن خودت مشمار؛ زیرا چنین کاری سبب میشود که از خطا پاک شوی و نیکوکاری پیشه کنی. •- تو فقط یک نام داری و آن «انسان» است. آنچه که به تنت تعلق دارد را به تنت بده، و آنچه به روحت تعلق دارد را به روحت بده. هم در پرورش تنت بکوش و هم در پرورش روحت. هم تنت را شاد کن و هم روحت را. •- وقتی حقِ خودت را از کسی میگیری در نظر داشته باش که آلوده به گناه نشوی. همیشه بکوش که بهترین و شایستهترین کار را انجام دهی. اگر از کسی خشمگین شدی مبادا که به او آزاری برسانی. بههنگامِ گرفتن حق خودت با مردم تقلب مکن. •- چهار چیز است که برای انسانها زیور است: یکی شهامت همراه با شجاعت؛ دیگر تدبیر همراه با دانش؛ سوم ثروت همراه با سخاوت؛ و چهارم گفتار نیک همراه با کردار نیک. شهامت بدون شجاعت باعث مرگ میشود؛ تدبیر بدون دانش همچون نقشی بیروح است؛ ثروت بدون سخاوت همچون گنج اهریمن است؛ و گفتار نیک بدون کردار نیک نشانۀ بیاعتقادی است. •- نشانۀ بیایمانی پنج چیز است: یکی آنکه تظاهر به نیکوکاری میکند ولی کردارش در نهانْ بد است؛ دیگر آنکه خود را پاکدامن نشان میدهد ولی مرتکب گناه میشود؛ سوم آنکه مردم را به نیکوکاری دعوت میکند ولی خودش از ارتکاب معاصی ابا ندارد؛ چهارم آنکه در رفتار با دیگران نیرنگ میکند؛ پنجم آنکه گفتار و رفتار و کردارش با هم سازگاری ندارد. •- سخنی که سودی برای خودت یا دیگران در بر ندارد را بر زبان میاور مگر وقتی که بخواهی مزاحی بکنی و دیگران را شاد بداری. •- بدان که تقوا نگهبان زبان است. •- میوۀ تن فرهنگ و رفتار متمدنانه است. •- پاداش تقوا بهشت و دریافت ثمرۀ کارهای اینجهانی است. •- شجاعت باید همراه با تقوا باشد، تقوا باید همراه با دانش باشد، دانش باید همراه با تجربه باشد. •- نام نیک برای انسان احترام میآورَد. •- خوشی و شادی فقط وقتی حاصل میشود که انسان از چیز یا کسی در بیم نباشد. •- هر کاری را باید در زمان و مکان مشخص و معینِ خودش انجام داد تا ثمرِ درست بدهد. •- هر سعادتی که در این دنیا نصیبت شد دیگران را نیز با خودت شریک کن تا شکر نعمت را در پیشگاه ایزدان بهجا آورده باشی. •- هر نیکیئی که به دیگران میکنی پاداشش از ایزدان بخواه نه از مردم؛ و بدان که پاداش هر کار نیکی را به وقت خودش دریافت خواهی کرد. •- زمین را آباد کن، کار نیک کن، و بدان که انسان برای آباد کردنِ زمین زنده است. •- آب را آلوده مکن که گناه بزرگی است؛ به جانوران اهلی آسیب مرسان که گناه بزرگی است؛ به سگ آزار مرسان که گناه بزرگی است. اینگونه است که تو راه خودت به سوی بهشت را هموار خواهی کرد. •- دروازۀ خانهات را بر روی مردمْ گشوده بگذار و مردمی که از دوردست میآیند را در خانهات مهمان کن و بهآنها نیکی کن. کسی که دروازۀ خانهاش را باز نمیگذارد و نیکی به دیگران نمیکند دروازۀ بهشت را بر روی خودش بسته خواهد یافت. •- برای حفظ و بالا بردن سنتهای فرهنگی و تمدنی کوشا باش، بهترین رفتارها را در پیش گیر که ثروتْ این است، خوشبختی این است، حمایت از فشارهای روحی این است، و آرامش و اطمینانِ قلبی این است. •- وقتی چیزی میآموزی آن را با تجربۀ عملی استوار بدار؛ زیرا کسی که بسیار میداند ولی کم عمل میکند مرتکب خطا میشود. کسی که دانش آموخته است ولی دانشش را با کارهای نیک به محکِ آزمایش ننهاده است انسان ناعادل است و آنچه آموخته است سبب بیایمانیش میشود. •- هیچ کس را در هیچ زمانی مسخره مکن، زیرا کسی که دیگران را مسخره میکند خودش مسخرۀ دیگران میشود و بدنام میگردد. •- در مجالسی که مردانِ دانا حضور دارند حاضر شو و از آنان اندرز بگیر. کسی که در چنین مجالسی حاضر میشود هم بسیار چیزها میآموزد و هم کسب اعتبار و حیثیت میکند. •- از دروغ بپرهیز، که دروغ بزرگترین گناه است. •- وقتی مرتکب خطائی شدی حتی یک لحظه بدون اعتراف بهخطا مگذران تا دینِ مزداپرستانْ دشمن تو نباشد. •- تنِ انسان مردنی است ولی روحِ انسان جاویدان است. نیکوکاری کن و روح خویش را بپرور؛ زیرا آنچه ماندگار است روح است نه تن. به بهای پرورش تنِ خویش روحت را آزار مده. همیشه بهیاد داشته باش که زندگیِ تو عاریتی و زودگذر است. هیچ کاری انجام مده که باعث آزار تنت و رنجش روحت شود. •- تقوا پیشه کن و فکر گناه به خودت راه مده. هیچگاه به کسی دروغ مگو. هیچگاه سوگند مخور و به کسی سوگند مده، چه راست و چه دروغ. •- بدان که انسان در این دنیا جاویدان نخواهد ماند، لذا انسان باید در پرورش روح خویش کوشا باشد. •- برای آنچه که بر تو رفته است اندوه مگذار؛ و برای آنچه که هنوز نهآمده است در اندوه مباش. •- در اعتماد به شاهان و شاهزادگان احتیاط بهکار ببر. خودت را بندۀ دیگران مکن. از خشمآوران دوری گزین. از زورمندانی که خشم میگیرند یا فکر انتقام در سر میپرورانند دوری گزین. همیشه و در همهحال به عنایت ایَزدان امیدوار باش. •- راز خودت را به کسی که زبانش را نگاه نمیدارد مگو. با مردِ بدخُلق به سفر مرو. به سخنان دروغگویان گوش مده. مشتاق آن مباش که دیگران را به کیفری برسانی. •- دوستانت را از میان مردانِ باتجربه و بافرهنگ و باهوش و خوشرفتار و باشخصیت و باتدبیر انتخاب کن. همیشه بکوش که دوستیهای کهنه را نو کنی، و بدان که دوستان کهنه همچون شراب کهنهاند. •- نام بلند را در کارهای نیک جستجو کن. •- از گناه دوری کن تا از بیم و هراس به دور باشی. •- یکزبان باش تا دیگران به تو اعتماد کنند. راستگوئی پیشه کن تا دیگران به تو اعتماد کنند. متواضع باش تا دوستانت بسیار شوند. •- هیچگاه خودت را ستایش مکن ولی همیشه کارهای نیکت را ستایش کن تا بهدیگران نیکوکاری بیاموزی. •- سخاوتمند باش که سخاوت کلید بهشت است. •- بهیاد داشته باش که ملک و مال همچون پرنده است که هر لحظه بر شاخی مینشیند، ولی نیکنامی است که با تو ماندگار خواهد بود، و تقوا است که ثمرش جاودانی است. •- فرزندت را از خُردسالی به دبستان بفرست، زیرا آنچه او در کودکی میآموزد همچون نقشِ نازدودنی در ذهنش خواهد ماند. |
|
|
| |
|
ترجمۀ امیرحسین خنجی |
کسانی به رسایی و جاودانگی می رسند که به ندای وجدان خویش گوش فرا دهند .گات ها –سرود 45 –بند5
اهورا مزدا ، بهترین پاداش را به کسانی ارزانی می دارد که در انجام کار نیک کوشش کنند . گات ها –سرود 28 –بند 4
از خداوند یاری گرفته ، با ابزار منش نیک و به دور از پندار های نادرست به سرچشمه های دانایی برسیم . گاتها–سرود 30-بند 9
راستکار همان همان دانایی است که اندیشه خود را در گفتار بیان میکند و در کردار انجام می دهد . گات ها –سرود 31 – بند 12
هر گاه انسان به راستی روی آورد ،جلوه عشق و منش نیک بر او آشکار خواهد شد . گات ها –سرود 31-بند 17
به سخنان کسی گوش دهیم که اندیشه اش بر پایه راستی و آموزشهایش سود رسان است .گات ها –سرود 31-بند 19
اندیشه ،گفتار و کردار نیک ،ابزار مناسبی برای راهنمایی دروغکاران به راه راست است . گات ها –سرود 33-بند2
سرود گوی راست کرداری که از زیور دانش آراسته گردد دوست پروردگار است .گات ها سرود 33-بند 6
سخنان خود را در پرتو راستی و منش پاک بر زبان آورید تا همه به جان گوش کنند .گات ها –سرود 33-بند 7
پاداش نیک اهورایی برای کسانی است که با منش نیک کار می کنند و راستی را گسترش می دهند .گات ها –سرود 34-بند 14
در پرتو اندیشه پاک و راستی ،نیروی اهورایی را در ک کنیم و از زندگی درازی برخور دار شویم / گات ها –سرود 28-بند 6
بهترین نیکی به دانایی می رسد که راه راست و درست زندگی را برای رستگاری به دیگران می آموزد . گات ها –سرود 43-بند 3
جانفشانی برای نابودی دروغ و پیشرفت راستی از ارزش های انسانی است .گات ها سرود 46 –بند 4
خداوند در پرتو شهریاری و مهر خویش به نیک کاران رسایی و جاودانگی می بخشد . گات ها سرود 47-بند 1
چون می خواهیم به پروردگار نزدیک شویم ،پس نیک اندیشی و راستی را بر گزینیم . گات ها –سرود 34-بند 5
گفتارمان بر اساس نیک اندیشی و کردارمان در پرتو مهر و ایمان انجام شود . گات ها –سرود 47-بند 3
وقتی مردم به منش پاک روی آورند ، آرامش و ایمان در جهان شادی آفرین گسترش می یابد . گات ها –سرود 47-بند3
نیکو ترین بخشایش اهورایی به انسان ، رسایی و آرامش و پیوستگی به راستی است . گات ها –سرود 49-بند8
کسی در پرتو راستی و روشنایی به سر می برد که در پی آبادی و شادی جهان باشد .گات ها –سرود 50-بند2
کسی به سر چشمه حقیقت خواهد رسید که در پرتو راستی ، از منش نیک و نیروی معنوی یاری بگیرد. گات ها –سرود 50-بند 3
اندیشه تان پاک باشد تا در هنجار هستی ، بخشایشی نیک به شما پیشکش گردد.گات ها سرود 28-بند7
در راه گسترش آیین راستی و خرد ،تنو جان انسان پیشکشی بی ارزش است .گات ها سرود 33-بند14
خردمندی و دل آگاهی انسان را به شناخت مزدا و سرچشمه راستی نزدیک می کند . گات ها – سرود 33-بند 9

یکی از امور رسیدگی به فرهنگ در جامعه ما این روزها جلوگیری از انتشار کراوات است ما می بینیم که دوستان روحانی ما لطف بسیار دارند به کراوات و باشگاههای فوتبال ما نیز یکی از اصول منشور اخلاقی را در کراوات و نبستن آن خلاصه کرده اند و یا حتا افراد تحصیل کرده ای را می بینیم که دیگران را به دلیل این موضوع مورد تمسخر قرار می دهند و عجیب اینکه بدون آگاهی کراوات را فرهنگ غلط غربی می نامند حالا ایرادش در چیست من نمی دانم اگر شما می دانید بگویید حسرت من از این است که بزرگان نادان کشور ما پوششی را که جزیی از پوشش نیاگان خود بوده را فرهنگ غلط غربی می دانند در زمانه ما که دولت های چند ساله پیرامون ما برای خود از کاه کوه می سازند ما کوه تمدن خویش را به تپه ای بی ارزش تبدیل می کنیم اکنون به ریشه کراوات و پاپیون می پردازم این واژه در سده هفدهم در زبان فرانسه گسترش یافت آنان اینگونه می گویند که چون سربازان کروآت (کرواسی )که در هنگپادشاه لویی چهاردهم بودند و دستمالی به گردن می بستند که بعد ها به نام آنان معروف شد این دیدگاه از نگاه اینان شاید درست باشد اما باید نگاهی ژرف به نام شناسی در اسناد تاریخی در اوستا که تاریخی فراتر دارد می بینیم که در فرگرد 14 بند 9 آمده از دوازده چیزی که مرد جنگی به آنها نیاز مند است ........هفتم زره ،هشتم کِئِرس و ودر واقع این از کِئِرت است و می گوید آن را به زره می بستند نگاره های زیادی از کِئِرت در تخت جمشید و تاق بستان و شمایل پادشاهان کیانی دیده می شود این کروآت پیش تر از ساسا نیان در نمونه های پهن دیده شده است که به بزرگان سپاه و پادشاهان تعلق داشته است در سکه های ساسانی و اشکانی نیز دیده می شود که شاید نگاره ای از پاپیون باشد که تا روزگار صفوی این نوع پوشش برای بزرگان بوده است و سپس توسط انگلیسی ها به اروپا برده شد .در ویکی پدیا دانشنامه آزاد هم این چنین آمده استکه در زیر می خوانیم
من در این نوشتار سعی کردم به دنبال رمز گشایی نام خاندانی خودم باشم و اشخاصی را که اجدادم بودند را معرفی کنم این کار من حدود یک سال طول کشید و من برای شما آماده کرده ام قوم بزرگ ایران و آناتولی و سفر ایل پازوکی در گذر زمان تقدیم به مادرم و تقدیم به همه پازوکیان و تمام شما دوستداران
حسین پازوکی
امرای کرد ایران بر چهار شعبه اند که سه گروه اول در شاخه گورانی قرار می گیرند اینان ایلات سیاه منصور ، چگنی ، زنگنه هستند که از سه برادر بوده اند . شعبه دیگر ایل پازوکی است که از قدیم در میانشان امارت ، امیر و امیر زاده بوده اند و به صورت ارثی بر ناحیه خود حکومت می کرده اند . بدلیسی (323-322) بنا بر روایتی اصل امرای پازوکی از تبار طوایف سویدی است که نسبت خود را به پناه دهندگان امیر زادگان برمکی می رسانند که از مقابل هارون الرشید و خاندان عباسی گریخته و به کردان پناه آورده بودند . بنا بر روایات دیگر ایشان را از کردان ممتاز و قدیمی آناتولی میدانند . بنگرید بدلیسی 328. پازوکی از زبان بدلیسی که یک تاریخ دان کرد میباشد اینگونه تعریف میشود : قوم بزرگ وقدیمی کرد در آناتولی و ایران اینان پیش از سده دهم در منا تگی از آرجیش ، الشکرد ، کیغی و عدلجواز سکونت دائم داشتند.حکومت این نواحی که در شمال وشمال غربی دریاچه وان دارد از سده نهم با سرداران پازوکی بود که نیایشان حسین علی بیگ نام داشت .(بدلیسی ص 431) همان گونه که در ادامه می بینیم شرف خان آگاهی نیکی از پازوکی ها داشته زیرا نیاگان او تا 600 سال پیش از او در منطقه بدلیس ترکیه ساکن بودند و خود او نسب خود را به ساسانیان می رساند
اگر دوستانی که برنامه اجراییpdf را در اختیار ندارند به من بگویند تا لینک دانلود را بگذارم
ایران نو
مسئولان آموزش و پرورش دولت بعد از نهم فکر میکنم که گفتنه اند ( نام و دوره های حکومت پادشاهان را از کتاب های تاریخ حذف میشود )
گمان میبرم که با این تدبیر و درایت ( اجزای دولت احمدی نژاد ) کتاب تاریخ مدارس این گونه میشود : کشور ایران فوقش چند دهه پیش (سه دهه)
تشکیل شده است و سابقه دیرینه ای دارد . در ایران باستان ما آثار فراوانی یافت می شود که نامش تخت جمشید است که آن هم بر فرموده بر آوردهایشان اسلامی نامیده میشود چون به سمت قبله مسلمین جهان میباشدکه توسط اسفندیار رحیم مشایی در دوره ریاست سازمان فرهنگی ساخته است .
در گذشته جنگ هایی در ایران روی داده است مانند اسکندر مقدونی که به ایران حمله کرده و چون در ایران پادشاهی وجود نداشت راهش را گرفته و رفته است بعد از این هیچ سلسله دیگری در ایران وجود نداشته و مرزهای ایران هم توسعه پیدا نکرده است و سلسله دیگری هم از بیخ وجود نداشته است .
یزدگرد سوم اسمش اشتباها چند جا آمده که همسایه آن آسیابان مروی بوده است است که چون سرآرد دعوایشان شده آسیابان زده اورا کشته یا نامه پیامبر اسلام به یک خسرو پرویز بوده کد خدای یک محله به نام تیسپون بوده است یا عمر سعد به قولی شما بخوانید ( نشر اسلام ) به ایران نه بلکه به هندوستان حمله کرده است چون مردم ایران برای آنکه پادشاه نداشته اند از کمال میل اسلام را پذیرفته اند و تمام خونریزی وکشتار مردم نه در ایران بلکه در هندوستان بوده است .
همین طور که در فکرهستم می نگرم که مسئولان گفته اند که مانکن ها نباید سر داشته باشند وفروشگاهها نباید کراوات را در دید همگانی قرار دهند. ما کلن با این فرمایشات دوستان موافقیم . دوستان در دولت آگاهی داشته باشند که آنچه اشکال در ما نکن میشود فقط در کله این مانکن های بیچاره نیست
اعضای دیگر بدنشان هم که به ما مربوط نمی شود در مورد کراوات هم حق با دوستان است آدم اگر کراوات بزند لباس کفار را پوشیده است و ممکن است هزارو اندی گناه بکند . نمیدانم اینها با عرض پوزش از شما مردم ایران مردم را احمق دانسته اند و یا خودشان را کل عقل میدانند . به زودی مطالبی در مورد کراوات می آورم و ثابت میکنم که این پوشش از ایران به دنیا راه یافت .
درود بر باربد ودرود بر خسرو پرویز
نگرش ما نسبت به تاریخ نگرشی است که در کتابها خوانده ایم و اسناد نوشتاری و دیداری دیده ایم .
سخن من امروز در باب فهم تاریخ است خیلی از جوانان ما بر ایرانی بودن خود افتخار میکنند که از این عده هستند کسانی که فقط بر نژاد خود افتخار میکنند و کمی هم بر ایران پر افتخار بعد اسلام بر خود میبالند وشاید تعداد کمی هم بر تاریخ پر افتخار تمام دوران ایران ودر اصل بر تمام مردم تاریخ حال وگذشته افتخار میکنند که تعدادشان کمتر از بقیه است.از دوگروه نخستین باید بگویم هر دو به بی راهه رفته اند چون اگر پای حرف هر دو گروه بنشینیم می نگریم که تا روز ها وسالها اگر باهم سخن بگویند به جایی نمی رسند . اینجا وظیفه خود میدانم به هردو این گروه ثابت کنم هر دو به بیراهه رفته اند پس اندکی صبر برای هردو این گروه را از خدا خواستارم پرست میپردازم.
*************************
نژاد پرستی از نوع پارسی
*************************
نژاد برای ایرانیان یک سرشت پاک و دوراز هر گونه فخر فروشی بر دیگران بود وبرای ایرانیان عرب و رومی و مصری و مجوس و مسیحی و یهودی همه در نظر خدا یکسان بودند وبنده خدا به شمار میرفتند.
برای هر نژاد و رنگ وعقیده ای احترام روا میداشتند .سرشت ایرانی احترام به عقاید و دوری از اهانت به تقدسات ورسوم دیگران بود در تفکر ایرانیان اتحاد و برادری میان انسانها تنها راه از بین بردن کینه و دشمنی بود . به دلیل همین سرشت پاک بود که ایرانیان برای سالها سرور ملتهای بسیار بودند و اگر ما به این دوران افتخار میکنیم به خاطر حس آزادی تمام اقوام وشاد زیستس ملتهای تابعه بود.ما تمام قوانین حقوق بشر را رعایت کردیم و آنان آزادگی داددیم .
داریوش خود را آریایی میدانست و آن را یک نوع برتری میدانست آما او معنای حقیقی این واژه را درک کرده بود و آن در بین اقوام دیگر نیافته بود همان گونه که من نگارنده دربین شما نمی یابم داریوش نژاد خود را وسیله ای برای سرکوبی تفکرات دیگران قرار نداد اگر واقعا کسی میخواست به خود و نژاد خو ببالد بالا تر از کورئش نبود که این کار را نکرد ودر کتیبه خود به همگان ثابت کرد که انسان باید به آزادی و آزادگی بها بدهد و به آن افتخار کند پس آزاد و آزادگر باشیم و زور و ستم را براندازیم.
***********************
متعصبان دینی
***********************
متعصبان دینی دین اسلام را دین آزادی ایرانیان و علت پیشرفت ایرانیان میدانند شما خود بنگرید مردمی که خود نه بندگی دیگران رامیکردند و نه دیگران را به بردگی میگرفتند و آزادی همه را میخواستند خود را در قید طبقات کنند حال که این را میگییم میگویند شما نژاد پرستید شما پیرو کفرید و شاهان شما حق را به مردم نمیدادند و دانش و خیلی چیزهای دیگر را از شما گرفتند و اسلام به شما بازگرداند. و این همه دانشمند از ایران به خاطر اسلام است و خیلی زمانها گفتهاند که در ایران نه صنعتی بود ونه هنر ونه علم آگر هم بود متعلق به دیگر اقوام بود مانند روم و یونان وبابل ومصر و در اصل میگویند رفاه وآسایش در میان ایرانیان نبود.
من تمام چیزهای بالا را درست فرض میکنیم وحالا دلایل خود رامیگوییم اگر مورد پسند واقع شود و اگر خدا بخواهد.
من در اینجا از آخرین شکوه دوران ساسانی یعنی حکومت خسرو پرویز میگویم که اینها با این شاه بزرگ بسیار مشکل دارند.
اگر نمی دانید بدانید و بخوانید به خاطر صلح خسرو با روم وبعد ها برچیده شدن روم از خاور میانه توسط خود او ایران به امنیت وتوسعه جاده های بازر گانی رسید و خب اگر بدانید توسعه بازر گانی پیشرفت صنعت و کشاورزی را در بر دارد و اینها باعث رفاه حال قشر کم در آمد جامعه و پایداری عدالت در بین طبقات امپراتوری ساسانی که دهقانان و صنعتگران و پیشه وران و بازر گانان میشود که خود حامی سیاسی و پایداری اسلاحات میشوند.
نمیدانم میتوانم در هیچ دوره تاریخی بتوانم هنر را هم تراز با دوران خسرو بدانم .خسرو چون خود به هنر وزیبایی علاقه داشت از هر نقطه ای از ایران هنرمندان وموسیقی دانان را گرد آوری کرد و امکانات مختلف برای زیبا سازی کشور در اختیار آنان قرار دادو بی شک بنیانگذار دانشگاه هنر در دنیا بود اما نکته ای در آن نهفته است و آن اینکه چگونه میشود طبقات اجتماعی و تبعیض طبقاتی باعث شود آن تعداد هنرمند و صنعتگر به دربار و نزدیکی شاه راه یابند .
از ادبیات وعلوم و پزشکی که در دوران انوشیروان به اوج رسید در دوران خسرو به بزرگی بی سابقه ای رسید که هزار سال بعد اروپا در حال تجربه آن قرار گرفت .علم مهندسی در دوران او با شکوه بود . نمیدانم وصف تاخ دیس را از زبان مورخ رومی شنیده اید نمیدانم از باربد وفرهاد ها شنیده اید حمایت خسرو پرویز از علوم و فنون و هنرها راه آ نرا برای پیمودن پلکان تکامل بازگذاشته بود.و نسل سوم همین دانشوران مکتب خسرو بودند که تمدن اسلام را پدید آوردند.
ایرانیم ریشه به خاکم میهنم هست سوز میهن آمیخته با جان و تنم هست
هر گز به به همه گوهر گیتی نفروشم این در دری را که به درج دهنم بست
آری هر بار پس از زمستان و پیش از آنکه درختان گوشوار گیلاس به گوش گیرند بهار می آید
چرخ دیر و روزگار برپاست چه باشیم و چه نباشیم. بهار آمد با بهانه های رنگین وزیبا باز هم آمد.
بهار رستاخیزی است که پس از گذر هر سال میرسد رستاخیزی که هر کسی به آن باور دارد.
پس ای آدم ها بیایید تا ما نیز به دور از کج رویها وکج منشی ها جدای از هر افسوس و اندوه پیراسته از هر کینه
اراسته بر سر ره بهار دلها بنشینیم. در کنار کسانی که دوستشان داریم به گرد سفره بهارانه نوروزی که
گستر ده ایم . زانو بزنیم نیایش بخوانیم و از پس ستایش خداوند هستی بخش شکر بگوییم که روزهای پر از
زیبایی و شادی را در بر یادمان افزوده ایم. در این سال نو ای کاش چیزی را از دست ندهیم که حسرت
بخوریم . این را از آن یکتای مهر بان بی همتا خواهانم که تمام نیایشها و آرزوهای شما مردم نیک ایران
زمین را بی پاسخ نگذارد. آمین
درود بر شما دوستان
خيلي وقته كه ميخواهم سخن دل خودم رو به شما برسونم
نا خاسته به هم ناسزا ميگوييم آري در تمام روز به هم نا سزا ميگوييم بي آنكه خود بدانيم
خود را آقا و خانم سدا مي زنيم بي آ نكه بدانيم آ قا يعني غلام سفيد
خانم يعني رييسه در نامه دگري به همين ز و ديها بيشتر خواهم گفت